
✍️ چیاوان
آسوشیتد پرس اعلام نمود که رزمایش نظامی مشترک، ایران، چین و روسیه برگزار می شود. (پیام اصلی مانور، نظامی نیست؛ بلکه ژئوپلیتیکی است)
ناوگانهای دریایی چین و روسیه در حال حرکت به سمت ایران برای برگزاری یک مانور مشترک هستند؛ آمریکا زمان و فرصت زیادی برای اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی ندارد.
معادلات منطقهای ممکن است با یک جمله به پایان برسد و یا وارد یک فاز بازدارندگی فشرده و چندلایه شود؛ وضعیتی که بیشتر به «بازی اعصاب قدرتها» شباهت دارد تا مقدمه یک جنگ کلاسیک.
اینجاست که «هزینه محاسبات اشتباه» برای آمریکا بالا میرود
یعنی هر درگیری احتمالی، میتواند قدرتهای بزرگ را بهصورت غیرمستقیم درگیر کند
این نوع آرایش نیرو، در ادبیات راهبردی به آن بازدارندگی ترکیبی (Hybrid Deterrence) میگویند؛ نه اتحاد رسمی است، و نه بیطرفی کامل.
حضور همزمان چین و روسیه در کنار ایران، بیش از آنکه ارزش رزمی مستقیم داشته باشد، یک سیگنال سیاسی ـ امنیتی سطح بالا است.
یعنی جمهوری اسلامی را تنها نمی گذاریم؛ نه بخاطر ایران؛ بلکه برای منافع چین و روسیه.
چین معمولاً وارد جنگ مستقیم نمیشود، بلکه ضمن اعلام مخالفت با تغییر ژئوپلیتیک منطقه به نفع آمریکا، به دنبال امنیت انرژی خود است؛ نفت ارزان جمهوری اسلامی برای او بسیار اهمیت استراتژیک دارد و باید به حفاظت غیرمستقیم از مسیر انرژی بپردازد.
تمرین حضور دریایی در آبهای دوردست چین و مانور با جمهوری اسلامی، بیشتر یک وزنه تعادل است تا بازیگری رزمی.
نقش روسیه هم حیاتی است، تثبیت «قدرت بازگشته به آبهای گرم»!
روسیه به دنبال جنگ مستقیم با آمریکا نیست؛ بلکه هدفش پیچیده کردن محاسبات واشنگتن است.
قصدش، باز کردن جبهه فشار برای غرب و اروپا و غفلت از اوکراین و دیگر تحریم های اروپا و آمریکا علیه خودش است.
این آرایش برای جمهوری اسلامی هم نتیجه بخش است و موجب سپر روانی است( نه چتر دفاعی کامل)
بنابراین نتایج بسیار مهمی برای جمهوری اسلامی خواهد داشت:
کاهش احتمال حمله ناگهانی گسترده
افزایش وزن چانهزنی سیاسی
ایجاد حاشیه امنیت کوتاهمدت
اینک، زمان برای سیاستمدارن آمریکا محدود است؛ یا باید به قول ترامپ به معترضان ایرانن، مبنی بر «کمک در راه است» عمل کنند و بلافاصله حمله علیه جمهوری اسلامی آغاز شود (قبل از پیوستن روسیه و چین به مانور مشترک با جمهوری اسلامی)؛ و یا باید خود را برای دست و پنجه نرم کردن با سناریوها پیچ در پیچ آماده کند؛ از قبیل:
درگیریهای لفظی مخالفان و موافقان
فشار داخلی سیاسی
حضور طولانی و پرهزینه
ریسک درگیری با روسیه و چین
گسترش بحران خاورمیانه
کاهش مشروعیت و ….
و اینجاست که آمریکا مجبور است بجای جنگ گسترده، به سراغ سیاست های دیگر برود و نتواند در کوتاه مدت به اهداف دوربرد و اساسی خویش دست یابد و فقط چشم امید به فشارهای غیر نظامی داشته باشد؛ که این مسأله هم فقط با فرسایش زمان و افزایش هزینه منابع معنوی و انسانی میسر می شود.
و در نتیجه، شاهد تنش بالا؛ تحرکات نمایشی نظامی؛ جنگ روانی؛ جنگ اقتصادی ، درگیریهای محدود نیابتی و سایبری و … خواهیم بود؛ اما از جنگ مستقیم بزرگ و برخورد قدرت های هسته ای و بزرگ، جلوگیری شده است
به طور خلاصه عرض نمایم که چین و روسیه با حضورشان هزینه اقدام آمریکا را بالا میبرند؛ اما ایالات متحده هم کوتاه نخواهد آمد ولی زمان تغییر می کند و آمریکا به دلیل محدودیت زمان و ریسک گسترش بحران، محتاطتر میشود.
جمهوری اسلامی هم وارد یک دوره بازدارندگی پرتنش و ابرتورم می شود.