
✍️ دیاکو شفیعی
در سالروز تاسیس جمهوری کوردستان به رهبری پیشوا قاضی محمد و حزب دمکرات بازخوانی این تجربه تاریخی نه صرفا یک مناسبت نمادین، بلکه ضرورتی تحلیلی برای فهم تداوم مسئله کورد در خاورمیانه امروز است. جمهوری کوردستان در سال ۱۳۲۴ خورشیدی نخستین تلاش مدرن و سازمانیافته برای تاسیس دولت کوردی و سرزمینی مستقل به نام کوردستان بود؛ تلاشی که بر پایه اراده سیاسی جامعه، نهادسازی مدنی، آموزش به زبان مادری و تعریف نوینی از حاکمیت مبتنی بر مسئولیتپذیری شکل گرفت. هرچند این دولت نوپا با مداخله نظامی و اعدام رهبر آن سرکوب شد، اما شکست نظامی بههیچوجه به معنای پایان پروژه سیاسی کوردستان نبود؛ بلکه آن را به یک مطالبه تاریخی و بیننسلی بدل کرد.
امروز، با گذشت هشت دهه پس از تشکیل اولین دولت مدرن کوردی در مهاباد، بازتاب همان مطالبات بنیادین را میتوان در اعتراضات اخیر روژهلات کوردستان در جغرافیای سیاسی ایران، از ایلام و کرماشان تا لورستان مشاهده کرد. این اعتراضات را نمیتوان صرفا به بحرانهای اقتصادی یا نارضایتیهای مقطعی فروکاست. آنچه در این مناطق جریان دارد، نتیجه انباشت تاریخی تبعیض ساختاری، توسعهنیافتگی هدفمند، حذف سیاسی و انکار هویتی است. روژهلات کوردستان، علیرغم برخورداری از منابع انسانی و طبیعی، به حاشیه رانده شده و همواره تحت مدیریت امنیتی قرار داشته است. در چنین بستری، اعتراضات مردمی را باید بهمثابه شکلی از بازتولید همان خواست قدیمی دانست، حق مشارکت واقعی در قدرت، حق توسعه عادلانه و در نهایت حق تصمیمگیری درباره سرنوشت سیاسی.
در سطحی فراتر، روژاوای کوردستان امروز به میدان یکی از حساسترین منازعات سیاسی-نظامی منطقه تبدیل شده است. مقاومت مردم روژاوا در برابر حملات دولت موقت سوریه به رهبری جولانی و نیروهای اسلامگرای همسو، صرفا دفاع از یک جغرافیا نیست، بلکه دفاع از پروژهای سیاسی است که مستقیما با نظم اقتدارگرا و بنیادگرا در تضاد قرار دارد. روژاوا کوشیده است بدیلی ارائه دهد که در آن دموکراسی محلی، همزیستی اتنیکی و مذهبی، و مشارکت برابر زنان بهعنوان ارکان اصلی حکمرانی تعریف میشوند. درست به همین دلیل است که این تجربه با دشمنی نیروهایی مواجه شده که موجودیت هر شکل از خودمدیریتی کوردی را تهدیدی برای منافع ایدئولوژیک و ژئوپلیتیکی خود میدانند.
میان جمهوری کوردستان قاضی محمد، تا اعتراضات اخیر در روژهلات کوردستان و مقاومت روژاوا، پیوندی ساختاری وجود دارد، هر سه بیانگر تداوم یک پروژه ناتماماند؛ پروژه شکلگیری کوردستانی مستقل، دموکراتیک و متکی بر اراده ملت کورد. تفاوتها در شکل و جغرافیا، نباید ما را از درک این پیوستگی تاریخی بازدارد. تجربه یک قرن گذشته نشان داده است که انکار این مطالبه، نهتنها به ثبات منطقهای منجر نشده، بلکه منازعات را بازتولید کرده است.
سالروز تاسیس جمهوری کوردستان، یادآور این واقعیت است که مسئله کورد نه یک بحران امنیتی، بلکه یک مسئله سیاسی حلنشده است. تا زمانی که حق ملت کورد برای داشتن دولت کوردی و سرزمینی مستقل به نام کوردستان به رسمیت شناخته نشود، اشکال مختلف مقاومت از اعتراضات مدنی تا دفاع مسلحانه بهعنوان واکنشی اجتنابناپذیر ادامه خواهند یافت. آنچه قاضی محمد بنیان نهاد، صرفا یک دولت کوتاه مدت نبود؛ بلکه چارچوبی از اندیشه سیاسی بود که امروز، بیش از هر زمان دیگر، در تحولات ایلام، کرماشان و روژاوا، خود را بازتولید میکند