
✍️#هچ
سلطنت طلبی در ضمیر ناخودآگاه بخشی از مردمان سرزمین ایران ذهنیتی خوش بینانه ایجاد نموده است؛ ذهنیتی که ناشی از خاطراتی است که در دوره ای مشخص برایشان تداعی شده است.
اما اگر رئالیستی بنگریم و با عینک ریزبینی به این مسأله نگاه کنیم به این نتیجه می رسیم که گرایش فکری بسیاری از طرفداران نظام سلطنت، از طریق مطالعات آکادمیک نیست بلکه یا بخاطر همون ذهنیت مثبت است و یا بخاطر منافع شخصی(و نه عمومی).
انقلاب ۱۳۵۷، طبقه متوسط شهری را از قدرت و پرستیژ محروم کرد؛ طبقه ای که هویت آنها با مدرنیسم و نظم آنزمانی گره خورده بود.
اینک همان بازماندگان به همراه دست پروردگانشان در جستجوی یک پدر نمادین هستند؛ در جستجوی شخصیتی خدایی و یا سایه سار خدا که عزت و آبروی مورد نظر دوران گذشته را به آنها باز گرداند
به نظر آنها شخصی که این انتظارات را برآورده می نماید یک سیاستمدار و یا یک شخصیت کاریزماتیک نیست بلکه صرفاً یادگار دوران طلایی آنهاست؛ یادگار الگوی عملکردی پهلوی دوم!
از نظر آنان سلطنت طلبی یک پروژه سیاسی نیست بلکه یک نوستالوژی تروماتیک است
آنها به پرچم شیر و خورشید می نگرند و عکس های آلبوم دهه ۵۰ را ورق می زنند و آه می کشند؛ و افسوس می خورند برای آبروی از دست رفته(به زعم خویش)
سلطنت طلبان مسن #تکبعدبین، در یک یک جنبه دیگر نیز پیشرفت چشمگیری داشته اند و آن اینکه:
لحظه به لحظه نظم یونیفرمهای نظامی رضاخانی را با اشکال مختلف مجسم می نمایند تا در زندگی خویش تنوع به خرج دهند
آنها در جستجوی یک شاهنشاه جدید نیستند بلکه می خواهند ردای سلطنت را بر تن بازمانده شاه فراری زیبنده کنند و تاج رنگین شاهی را بر سر بی کلاه او بگذارند.
آنچه در ذهن پهلویست ها نقش بسته است قلدرمآبی رضاخان و قامت کت شلواری و عینکی محمدرضا کراواتی است. این قشر از فعالان سلطنت طلب تمایل دارند تا یک تیپ شخصیتی از همان نسل پهلوی پرچمدار و کاندید نمایند.(اگر آنها پهلوی را علم کرده اند که عزت نفس ندارند و نادان هستند و اگر بازمانده پهلوی خودش را به آنها قالب نموده که اعتماد به نفس ندارند)
این طرفداران صرفاً خویش را محدود به سلطنت موروثی نموده اند و به خود زحمت نمی دهند یک شخص قوی دیگر در میان این همه آدم سرشناس پیدا کنند و فقط و فقط حلقه وصل خویش را به رضای دوم زده اند
آنها معتقدند که یک نفر قوی برای اداره مملکت بهتر از یک قانون خوب و یا یک نهاد دموکراتیک است و این ویژگیها را در نام پهلوی یافته اند و بنابراین آن را در شناسنامه خویش ثبت نموده اند و حاضر نیستند فرزند دیگری به دنیا بیاورند.
طرفداران ایرانی نظام سلطنت حتی با اصول و مبانی اندیشمندانه نظام پادشاهی مد نظر اندیشمندان سیاسی هم بیگانه اند.
به طور اخص فقط یک چهره را در آینه می بینند و تک بعد نگر هستند. زندگی خویش را وقف تعریف و تمجید از رضا پهلوی به عنوان رضا شاه دوم نموده اند.
نقدهای خیلی جدی بر تفکر طرفداران پهلوی وارد است:
❗️هیچ برنامه مدون اقتصادی اجتماعی و نهادی برای اداره ندارند و صرفاً یک تاکتیک به سبک فروش و بازاریابی ارائه می دهند.
❗️آنها خویش را محصور در تفکر بسته «ملت واحده» نموده اند.
❗️تفاوت های قومی زبانی منطقه ای را با دیده تهدید می نگرند و نه فرصت.
❗️کشور را با یک ارتش منظم و یک پرچم و تحت دستورات یک شاه می خواهند.
❗️آنقدر بسته فکر می کنند و فوبیای تجزیه نگری ارضی دارند که هیچ سیستم غیر متمرکز، خواه به شکل خودمدیریتی و خواه فدرالیسم و … به خرجشان نمی رود
❗️تصور سلطنت طلبان این است که مردم ایران هنوز به آن حد از بلوغ نرسیده اند که دموکراسی داشته باشند و بنابراین پادشاهی برایشان بهترین شکل حکومت است چون هرج و مرج را از بین میبرد..