✍️#هچ
سوم ژانویه ۲۰۲۶

در طول تاریخ دیکتاتوریها سرنوشت یکسانی داشته اند؛ بله، سقوط در انتظار آنهاست!
در این مبحث، گریزی خواهم داشت بر فروپاشی نظام های اقتدارگرای متکی بر اعمال زور و خشونت با تمرکز بر نمونه جمهوری اسلامی.
فروپاشی دیکتاتورها به دو وجه ممکن اتفاق می افتد.
یا توسط یک کشور خارجی و سازمان ملل و یا توسط نیروهای داخلی همان نظام.
در این مطلب به روند سقوط توسط عوامل درونی نظام می پردازم.
این روند در طول زمان و طی مراحل تکاملی رخ می دهد که اگر به ترتیب ردیف نماییم به شرح ذیل است:
۱.بحران مشروعیت
۲.غیر خودی بودن
۳.اعتراضات متوالی(انفجار سکوت)
۴.بحران اقتصادی
۵.شکاف قدرت
۶.فروپاشی
هم اکنون جامعه ایران در کجای این روند قرار گرفته است؟
مراحل یک تا سه پشت سر گذاشته شده است و وارد بحران اقتصادی شده است.
هم اینک، علی رغم عدم توجه به افزایش تورم، بودجه های عمرانی متوقف شده اند؛ طرح ها نیمه تکمیل مانده اند؛ ارز دارو و دیگر کالاهای اساسی قطع شده؛ تن خواه گردان ادارات نسبت به قبل کاهش یافته؛ بیمه ها با اما و اگر تأمین اعتبار می شوند و …؛ به تعهدات مالی متعدد عمل نمی شود؛ در آینده هم مشکل پرداخت حقوق ها در پی خواهیم داشت(حتی با چاپ پول بدون پشتوانه)
تحریم ها هر روز اثر خویش را بیشر نمایان می سازد و نمونه بارز و مشهود آن جهش نرخ ارز و ابرتورم ملموس روزهای گذشته می باشد.
اعتصابات جسته و گریخته که در ماههای قبل به نشانه اعتراض برگزار شد در اغلب موارد مورد به نوعی مسکوت ماند و با وعده و وعید و … به طور موقت در نطفه خفه شدند؛
اعتصاب کارمندان و معلمان، پرستاران ، کامیون داران ، کارگران و ….
شکاف قدرت هم همانند بحران اقتصادی قد علم نموده است:
در خصوص رسانه خبرگزاری ها در جمهوری اسلامی در چنته صاحبان قدرت و حلقه مدیریت کشور می باشند.
از روزنامه کاغذی گرفته تا صدا و سیما؛ و از پیج و کانال گرفته تا مشاجرات کلاب هاوسی و توییت و …، همه و همه به افشاگری پرداختند.
برخی به افشای فساد مالی طرف مخالف اشاره داشتند و برخی به انتشار بی عدالتی های اجتماعی و …
اینها گاها با انتقادات بسیار تند به منظور تضمین آینده خیالی خویش، سوار بر کشتی نجات مخالفان شدند و غیرمستقیم راه خویش را از متولیان اصلی ولایت کج نمودند.
طرح آشتی ملی، رفراندوم، شورای گذار و … توسط نیروهای خودی داخل نظام همگی حکایت از شکاف میان صاحبان قدرت دارد که با دو هدف مد نظر بوده است:
اصلاح و ماندگاری نظام و یا پشت پا زدن به ولایت و ایجاد فاصله سیاسی از آنها
از زاویه امنیتی که به مسأله شکاف قدرت بپردازیم رفتار نیروهای امنیتی نظامی و پلیس مورد تحلیل قرار می گیرد.
وقتی این عوامل قدرت نظام دچار تردید در انجام وظیفه شدند به طور قطع شکاف قدرت عمیق تر خواهد شد.
نیروی نظامی امنیتی به بهانه های از جمله مرخصی اضطراری، مرخصی استحقاقی و بعضاً اعلام برائت از نظام مستقر اقتدارگرا از زیر بار مسئولیت شانه خالی می کنند.
در مرحله فروپاشی، علاوه بر اینکه عوامل فوق الذکر دست در دست هم می دهند، روابط بین المللی سیستم اقتدارگرای حاکم دچار تزلزل می شود و نوعی تنش سیستماتیک با جهان خارج اتفاق می افتد. دول خارجی، حاکمان دیکتاتور را بخاطر نقض حقوق بشر و عدم پایبندی به تعهدات بین المللی و … زیر سوال می برند و مواخذه می نمایند.
بله با این اوضاع و احوال، عوامل فوق ب نوعی دست در دست هم قرار می دهند و زمینه سقوط رژیم اقتدارگرا فراهم می شود. از میان عوامل فوق الذکر اعتصابات دائمی بازار بیشترین اثرگذاری دارد.
هر وقت بحران مالی تشدید گردید به طوریکه حکومت از پرداخت حقوق کارمندان عاجز ماند آخرین زنگ های سقوط به صدا در آمده است!
حال این سوال مطرح است که در چه مدت زمان رژیم ساقط می شود؟
تئوریسین های علوم سیاسی مدت زمان تقریبی ۳ هفته تا ۳ ماه پیش بینی کرده اند.